<body bgcolor="#FF7D7D" link="#111111" vlink="#111111" alink="#111111"><!-- --><div id="b-navbar"><a href="http://www.blogger.com/" id="b-logo" title="Go to Blogger.com"><img src="http://www.blogger.com/img/navbar/1/logobar.gif" alt="Blogger" width="80" height="24" /></a><form id="b-search" action="http://www.google.com/search"><div id="b-more"><a href="http://www.blogger.com/" id="b-getorpost"><img src="http://www.blogger.com/img/navbar/1/btn_getblog.gif" alt="Get your own blog" width="112" height="15" /></a><a href="http://www.blogger.com/redirect/next_blog.pyra?navBar=true" id="b-next"><img src="http://www.blogger.com/img/navbar/1/btn_nextblog.gif" alt="Next blog" width="72" height="15" /></a></div><div id="b-this"><input type="text" id="b-query" name="q" /><input type="hidden" name="ie" value="UTF-8" /><input type="hidden" name="sitesearch" value="oofi.blogspot.com" /><input type="image" src="http://www.blogger.com/img/navbar/1/btn_search.gif" alt="Search" value="Search" id="b-searchbtn" title="Search this blog with Google" /><a href="javascript:BlogThis();" id="b-blogthis">BlogThis!</a></div></form></div><div id="space-for-ie"></div>

2.07.2005

مينا 29 ساله !

سلام من مينا هستم 29 ساله از تهران شوهرم هم حميد 32سالشه . مي خوام اين خاطره رو به همه شما زوج هاي جوان که طالب لذت بيشتر در زندگي هستيد تقديم کنم.ما معمولا با هم فيلم هاي سوپر رو نگاه مي کنيم و بعد به سکس معمولي با يه سري حرفهاي تکراري و بعدش هم حمام و اين چيزها.يه روز تو يه فيلم ديدم که يه زن با دو تا مرد سياه پوست سکس مي کنه که کيرشون خيلي خيلي بزرگ و کلفت بود وقتي داشت يکي از کير ها رو با زحمت مي کرد تو دهنش اون يکي هم از عقب داشت کسشو مي ليسيد و حسابي خيسش کرده بود . زن هم خيلي خيلي خوشش اومده بود خلاصه اون فيلمه خيلي توجه منو جلب کرد و حميد هم متوجه شد و ديگه سعي ميکرد بيشتر از اين نوع فيلم ها رو برام بياره و خيلي هم دوست داشت که من حتما موقع تنهاي اون فيلم ها رو هم نگاه کنم . مي گفت دوست داره که من هميشه حشري باشم . ديگه من به اين فيلم ها عادت کرده بودم . موقع سکس بيشتر سعي ميکردم که به اون تصاوير فکر کنم . من از خوردن آب کير حميد اصلا خوشم نمي اومد ولي اون خيلي دوست داشت که من آبشو بخورم ولي من نمي گذاشتم. خلاصه يه شب در حال نگاه کردن به اون فيلم ها ما با هم سکس کرديم و در همون لحظه من يکدفعه انگشتم مکيدم و خيال کردم که يه کير ديگه است و خيلي خوشم اومد به حميد گفتم که خيلي خوشم اومده و از اون موقع ما هميشسه در حال سکس تجسم ميکرديم که يه نفر ديگه هم اونجاست و اين موضوع خيلي بمن و حميد حال ميداد . يه شب داشتيم فيلم سکسي گروهي نگاه مي کرديم که من خيلي دوست داشتم يه هو حميد گفت : مينا دوست داشتي جاي اون زنه بودي ؟ من با اينکه خيلي دوست داشتم ولي خجالت کشيدم بگم آره ، فکر کردم حميد ناراحت مي شه ، گفتم نه ولي اون شروع کرد به سکس بازي کردن با من و موقع ليسيدن کسم گفت : عزيزم دوست داشتي الان يه کيرو ساک بزني ؟ گفتم اره . گفت دوست داشتي الان اون کيرو بليسي ؟ گفتم اره . گفت دوست داشتي تو اون موقع منم کيرمو بکنم تو کست ؟ گفتم آره . اين حرفها خيلي بهم لذت مي داد . خلاصه چند روزي هم با هم اين جوري سکس کرديم و ما همش يه نفر ديگه رو تجسم مي کرديم که داره منو ميکنه . کم کم سکس ما لذت بيشتري داشت و اصلا فکر نميکردم که اين حرفها اينقدر منو تحت تاثير قرار بده. يه روز که داشتيم تو اينترنت کار مي کرديم مطالبي راجب فانتزي سکس خونديم حميد گفت : پس ما تا حالا کلي فانتزي سکس داشتيم و نمي دونستيم ؟ بعدش گفت بيا بريم و اين فانتزي رو تو اينترنت اجرا کنيم و منم قبول کردم خلاصه رفتيم و با يه نفر چت کرديم - هر دو طرف هم دوربين داشتيم - ولي صورت همو نميديديم . و سه تايي سکس کرديم . چند روزي گذشت که حميد گفت بهتره يه روز اونو دعوت کنيم خونه . خلاصه ما اين قرار با هم گذاشتيم و اون پنج شنبه شب اومد خونه و با هم آشنا شديم ، اسمش رضا بود . من يه تاپ و دامن کوتاه بدون شرت پوشيده بودم . من و حميد که قبلا قرارامونو گذاشته بوديم و من خم شدم که ميوه بذارم جلوش که حميد از پشت منو بغل کرد و شروع به ليسيدن کونم کرد منم شهوتي شدم و دستم گذاشتم رو ميز و چشامو بستم بعد حميد همين طوري که داشت کونمو مي ليسد . منم دستامو گذاشتم رو پاهاي رضا و با کيرش بازي کردم . بيچاره رضا که ديگه داشت از شق دردي مي مرد و اگه شلوار لي پاش نبود حتما کيرش شلوارشو پاره مي کرد ديگه مجال ندادم و زيپ شلوارشو کشيدم پائين و شروع کردم به ساک زنده کيرش چه کيري بزرگ و سفت و محکم ، در حمون حال هم حميد داشت کونم ميليسيد البته بايد بگم که تا حالا حميد منو از کون نکرده بود چون خيلي بدم ميامد . تا حالا توي تمام عمرم چنين لذت نبرده بودم ، در اين لحظه برگشتم و کير حميد و ساک زدم و تقريبا فرياد زدم که رضا از عقب منو بکن.... کير کلفت تو بکن تو کنم فقط تو کنم و کير به اون کلفتي چنان راحت رفت تو کونم که اصلا باورم نشد ، حميد از تعجب چشماش چهارتا شد که من اون کير چطور داره کون منو سوراخ ميکنه . ديگه داشتم از لذت مي مردم که داد زدم سريعتر منو بکن سريعتر منو بکن . خودم هم چنان شهوتي شده بودم که اصلا نفهميدم چکار دارم ميکنم . در همين حال رضا دراز کشيد و من هم طوري روش خوابيدم که که کيرش راحت بره تو کسم اون هم شروع کرد به مکيدن سينه هام و در همين حال حميد از عقب کيرشو کرد تو کونم و دوتايي بشکل وحشيانه اي تلمبه مي زدندن . يه کير تو کونم و يه کير تو کسم ، داشتم از شدت هيجان ديونه مي شدم و من کالا ارضاء شده بودم و آب کسم چنان جاري بود که هميد تعجب مي کرد بعد احساس کردم که هر لحظه ممکن است حميد و رضا ارضا شوند حميد نشست و من هم نشستم روکيرش و اون کيرشو تا ته کرد تو کونم و رضا هم ايستاد بالا سرم و من کيشرو با چنان ولعي ساک مي زدم که تا حالا سابقه نداشت در اين لحظه صداي هردو مرد بلند شد و تقريبا داشتند داد مي زدند حميد با سرعتي ديوانه وار داشت منو مي کرد که آبشو ريخت تو کونم و منهم که داشتم کير رضا رو ساک ميزدم و بيچاره رضا که تقريبا از نفس کشيدن هم عاجز شده بود با فشار آبشو ريخت تو دهنم و من هم تمام اون آب چسبنده و داغ رو تا آخر خوردم ، چقدر شيرين و خوشمزه بود وحميد ديگه داشت شاخ در مي آورد که من چطور ابن همه آب کير رضا رو خوردم ولي در اون لحظه حتي دوست داشتم که اگه رضا بشاشه ، شاشه هم بخورم . و اين موضوع تقريبا ماهي يکي دوبار تکرار مي شود و منو حميد همچنان از زندگي خود لذت مي بريم و جالب اينکه رابطه عاطفي ما دو تا بيشتر هم شده
. ما روزها در باره اون با هم صحبت مي کرديم و کم کم داشت برام جالب مي شد و هي با هم شوخي مي کرديم که فرامرز مي گفت سارا چه خوب ميشد که يه خوشگل ديگه کير منو ساک مي زد و من مي گفتم اونوقت منم تو و اون خوشگله رو مي کشتم واون ميگفت اره ولي اگه ببينم که يکي ديگه داره تورو مي کنه من نميکشتمت بلکه منم مي رفتم و زن اونو ميکردم خلاصه ما در اين باره زياد با هم شوخي ميکرديم . يه روز اون گفت يعني تو نمي توني تحمل کني که يه زن ديگه کير منو ساک مي زنه منم گفتم تو چي ؟ مي توني تحمل کني که من يه کير ديگه رو ساک بزنم ؟ گفت نمي دونم .از اون موقعه به بعد ما زياد توي اين سايتها دنبال داستانهاي سکس ضربدري مي گشتيم و عجيب از خوندن اين داستانها لذت ميبرديم . راستش کم کم فهميدم که فرامرز خيلي به اين نوع سکس علاقمند شده دنبال يه چراغ سبز از طرف من ميگرده، يه روز داشتيم يه داستان سکس ضربدري رو مي خوندم که به فرامرز گفتم فکر ميکني اونا الان چه احساسي دارند اون گفت احتمالا خيلي خوششون مياد منم گفت حتما همينطوره ، مخصوصا که توي يه خونه هستند و زنه وقتي که داره کيف مي کنه از اون اتاق صادي فرياد شوهرش داره مي ياد . فرامرز خنديد و گفت آره عجب حالي مي ده ، تو از اين داستانها خوشت مياد ؟ گفتم آره . اونم گفت مي گم ها نظرت چيه ؟ گفتم راجب چي ؟ گفت راجب اين نوع سکس ؟ گفتم بدم نمي آيد ولي آخه آدم مي ترسه بمونه دستش و طرف از آدم آتو بگيره . فرامرز گفت کاري نداره که از اينترنت يه نفر غريبه رو مخصوصا اگه شهرستاني باشه بهتر ، پيدا ميکنه و مي ريم مثلا تو شمال و اونجا چادري ، اتاقي چيزي کرايه ميکنيم و حال مي کنيم بعدش که هر کي ميره خونه خودش و تا ما نخواهيم ديگه نمي تونه مارو پيدا کنه .ديدم که فکر خوبيه خلاصه بعد از کلي مکافات تونستيم يه زوج جوان کرجي رو پيدا کنيم و قرار شد بريم شمال ، اونا هم از اين پيشنهاد راضي بودند . از همون لحظه اول که اونا روديدم خيلي از مرده خوشم اومد مي خواستم همون جا کيرش و تا ته بخورم و حسابي بهش کس بدم . اونا يه زوج جوان و خوشتيپ بودند . اسمشون کامبيز و ثريا بود . کامبيز 27 سالش و ثريا هم 25 سالش بود ، ثريا هم حسابي بخودش رسيده بود و تا همديگه رو ديديم من گفتم خوشبحال فرامرز که قرار حسابي بهش خوش بگذره اونم خنديد گفت اره . رفتيم شمال و دوتا چادر برديم . شب بين راه يه جاي پرتي چادر زديم و مونديم . بعد از شام من گفتم مي رم دستشويي بعدش مي خوابم و به اين بهونه رفتم بيرون توي چادر کامبيز بعد ديدم کامبيز اومد و گفت چطوري خوشگله ، اصلا فکر نميکردم يه روزي با همچين پري بهم خوش بگذره . منم که حسابي حشري شده بودم گفتم عزيزم حالا مي خوايي بکني يا تا صبح برام حرف بزني ؟ اونم گفت نه فرشته من ، اومدم تا صبح فقط بکنمت . اينو گفت و شرع کرد به بوسيدن من ، چنان ماهرانه منو مي بوسيد که نگو و نه پرس زبون داغشو ا ته مي کرد تو دهنم و من بشار داد بطرف خودش ، منم در اين لحظه کير بزرگشو حس کردم و ديگه نتونستم تحمل کنم و چنان زيپ شلوارشو باز کردم که هم شلوار پاره شد و هم زيپش خراب شد . خلاصه من بدون معطلي شروع کردم به خوردن کيرش بعد کيرشو در اوردم و گرفتم بالا و از زير تخماش شروع کردم به ليسيدنش تا سر کيرش ، و اين کارو چند بار انجام دادم خيلي بهمون خوش مي گذشت تا حالا کير به اين خوشمزه اي نخورده بودم بعد کامبيز منو خوابوند و شروع کرد به ليسيدن چوچوله ام ، احساس کردم تمام بدنم داره آتيش مي گيره ، کم کم زبونش کرد تو کسم و از داخل ليسيد ديگه نتونستم مقاومت کنم و چنان فرياد زدم فرامرز از اون چادر داد زد جونـــــــــــــــــــــم ، در اين موقع کامبيز بلند شد و لخت شد و لباسهاي منو هم در آورد و ايستاد جلوي من و منم که حسابي هوس کير کرده بوم پاهامو باز کردم تا کس خوشگل منو ببينه انوم آروم اومد و کيرش کرد تو کسم ، ديگه کاملا آتيش گرفته بودم و يهو کيرش و در آورد گفتم منو بکن ، گفت داد بزن تا بکنمت . منم با فرياد گفتم منو بکن تو رو خدا کير کلفتتو تا ته بکن تو کسم . انوم دوباره افتاد بجونم و چنان منو مي کرد که احساس کردم دارم مي ميرم حسابي به ارگاسم رسيده بودم که کيرشو در آورد و از همون جا پاشيد رو صورتم تقريبا تمام صورتم از آب مني پر شده بود . وليکيرش هنوز راست بود از اون چادر هم صداهاي جيغ ثريا رو مي شنيدم که مي گفت : عجب کيري داري بکن سريعتر ......... آبشو بريز تو کسم .... همشو بريز ............ سارا خوشبحالت که اين کيرو هرشب داري مي خوري .......... عجب آبي ، چه داغه وايييييييييييييي ..............من که حسابي تحريک شده بودم نگاهي به کامبيز انداختم ، اونم گفت نترس هنوز مونده برگرد مي خوام کونت جر بدم .... منم برگشتم و از ساکش يه شيشه حاوي مايه چرب کنند در آورد و حسابي زد به کيرش و بقيه رو هم خالي کرد روي کونم و با انگشت اول حسابي با سوراخ کونم بازي کرد ، منم خيلي کيف مي کردم که يواش يواش کيرشو کرد تو ، اولش خيلي دردم اومد ولي کم کم از اون درد خوشم اومد ، کم کم کيرش فرو کرد منم از روي درد و خوشي جيغ زدم اونم تا ته کيرش کرد توکونم . گفت ميکنمت ، کونتو جر مي دم ، منم داد مي زدم کونم پاره کن زود باش جرش بده ، کير کلفتتو بکن توش ، اونم مي کرد . خلاصه حسابي منو کرد و آبشو اينبار با فشار تو کونم خالي کرد طوري که وقتي بلند شدم از کونم هنوز آبش چکه مي کرد ، واقعا داشتم از شدت لذت و هيجان ديونه مي شدم ديگه نمي دونستم بايد چکار کنم . آن شب تا ساعت 5 صبح فقط منو کرد وبهترين شب تمام زندگيم بود . موقع رفتن اومدم دم در چادر خودمن و ديديم فرامرز هنوز داره ثريا رو مي کنه منم خوشم اومد و نشستم اونجا فرامرز کيرشو کرده بود تو دهن ثريا و داشت دهنشو مي گائيد اونم با حرص و ولع داشت کير فرامرزو مي خورد ، کون ثريا که حسابي گشاد شده بود نظرم رو جلب کرد و من يه دفعه رفتم و شروع به ليسيدن کونش کردم ثريا خيلي خوشش اومده بود و منم همين طور ، با اين که فقط بار اول بود ولي خيلي خوشمون اومد ديدم فرامرز مي خواد ارضاء بشه منم رفتم و با ثريا دوتايي کيرشو ساک زديم و آبشو با هم خورديم . فرامرز هم مرتب کيرشو بطرف ما دوتا مي گرفت و آبشو مي ريخت بين ما .پس از آن ماجرا ما ديگرهر گز آن دو زوج را نديديم و به زندگي خود مشغوليم . البته ما هنوز با زوج هاي ديگر اين کار را مي کنيم ........

بنام مريم و رضا از شيراز كه اونا هم اتفاقا طرفدار سكس در پيش هم بودند . ما آنها را به اصفهان دعوت كرديم و بعد از صرف غذا به خانه برگشتيم و از آنها راجب تجربه سكس ضربدري پرسيديم . آنها براي بار دوم بود كه اقدام به اين سكس مي كردند و بسيار از آن راضي بودند و وقتي شنديدند كه ما مدت سه ساله اين كار را انجام مي دهيم بسيار خوشحال شدند .رضا و كامي كنار هم نشسته بودند و مرتب از زنان هم تعريف مي كردند . مريم سينه هاي بسيار بزرگي داشت كه براي من خيلي جالب بود جالب اينكه كامي جون براي سينه بزرگ مي مرد . كه يك دفعه ديدم مريم تي شرتي را كه پوشيده بود در آورد و سينه هاي بزرگ و سفيدش افتاد بيرون و خم شد و شرع كرد به ور رفتن با كير كامي و منم لخت شدم و رفتم روي دسته مبل ايستادم و كسم را جلوي دهن رضا گرفتم تا بليسه اونم با چه مهارتي اونا رو ليسيد . همه با لخت شديم و من و مريم شروع كرديم به ساك زدن كير رضا و كامي , وقتي ميديدم كه مريم داره كير كامي رو ساك مي زنه و همون موقع هم كير رضا تو دهن من بود خيلي بهم حال مي داد . بعدش اونا ما رو خوابودند و با هم كس ما رو ليسيدند . بعد از اينكه كلي صداي ما رو در آوردند شروع كردن به گائيدن كس ما . كير رضا بقدري بزرگ بود كه بزور رفت تو كسم و شروع كرد به تلمبه زني چنان منو مي كرد كه در اوج آسمون بودم به نگاهي به كامي انداختم و ديدم چطور داره وحشيانه كس مريم رو جر ميده , راستش مريم خيلي خيلي خوشگل بود و از اينكه مي ديدم كامي داره يه زن خيلي خيلي خوشگل رو مي كنه خيلي خوشم اومد و مريم داشت ديوانه وار داد مي زد كه منو بكن عزيزم . چه كيري داري وايييييييييييييييييييييييي , من عاشق كيرتم و ... و ايكه مي ديدم يه زن خيلي ناز داره ديوانه وار به شوهرم التماس مي كنه كه اونو بكنه خيلي منو حشري مي كرد . همين موقع بود كه رضا گفت برگرد مي خوام كونتو جر بدم عزيزم . منم برگشتم اون اول حسابي كونمو ليسيد و راستش خيلي كيف ميداد جاي شما خالي ... بعد كيرش خواست بكنه تو كونم احساس كردم گردنم خشك شده ديدم كه كامي جون مثل آب خوردن داره از كون مريم رو ميكنه خيلي زورم اومد خلاصه بعد از چد دقيقه كير رضا رفت تو كونم و شروع كرد به كردن كونم . با هر تلمبه كه مي زد احساس مي كردم دارم جر مي خورم بعد از چند دقيقه اونا مي خواست ابشون بياد من و مريم نشستيم پيش هم و اول كامي آبش اومد و ريخت رو صورتمون بعدش هم رضا شير آبشو باز كرد و ريخت رو صورت من و مريم

من ميترا با سارا دوست صميمي هستيم که حدودا 3 سال پيش با دوتا دوست ازدواج کرديم بنام پرويز و محب . بهمين خاطر رفت و آمد ما زياد بود و هر هفته با هم بوديم. و معمولا شوخي هاي ناموسي هم زياد با هم مي کرديم . من و سارا در مورد شوهر هايمان زياد با هم شوخي مي کرديم و اينکه چطور مثلا ديشب با هم سکس داشتيم ، و يا در مورد شوهر يکديگر و نحوه سکس آن بحث مي کرديم . فيلم هاي نيمه سوپر که صحنه هاي زيادي هم داره رو خيلي راحت با هم نگاه مي کرديم . يه شب نشسته بوديم و ماهواره داشت فيلم نيمه مي داد و سارا بين محب و پرويز خوابيده بود و داشتند فيلم نگاه مي کردند که من رفتم آجيل اوردم و گذاشتم وسط . محب ( شوهر سارا ) گفت ميترا بيا ببين چه فيلم قشنگيه . منم گفتم که خوب معلومه که قشنگه ، وگر نه شما مرد ها مجبور نبوديد که حمال گوشت اضافي براي ما زنا باشيد ، و همه خنديدند . بعد من رفتم اينتر نت کار کنم و به سايت شما برخوردم و در مورد فانتزي سکسي و دستانهاي سکسي خاص آن . که همه رو صدا کردم و گفتم ببينيد که اينجا چه خبره .همه اومدند و کمي با هم آن رو خوانديم و پرويز خواست که به قسمت عکس ها بره که سارا زد بدستش و گفت خجالت هم خوب چيزيه و پرويز هم بلند شد که با شوخي سارا رو بزنه و سارا فرار کرد رفت تو حال و پرويز هم افتاد دنبالش و ديگه من متوجه چيزي نشدم . محب هم گفت بزار يه داستانشو بخونيم . من و محب با هم خونديم و بعد بسراغ قسمت دوستيابي رفتيم و من گفام تو رو خدا نگاه اين بد بختها چقدر با زحمت دنبال يه دوست خوب هستند و خنديدم . محب دستوش گذاشت رو رون پام و گفت بريم عکساشو نگاه کنيم . گفتم بده و محب به حال اشاره کرد برگشتم و با کمال تعجب ديدم سارا داره کير پرويز رو ساک ميزنه و محب لبخندي زد و من و بوسيد منم ادامه دادم و يک دفعه محب محکم دستشو کرد تو کسم و منو انداخت رو تخت من همونطور که دراز کشيده بودم ديدم سارا با کير پرويز مشغوله ، منو که ديد کير پرويزو در آورد و در همون حال که چشمش به من بود شروع به ليسيدن کيرش کرد ، منم در همون حال پاهام ازهم باز کردم و بردم بالا تا اونم ببينه که شوهرش چه حرفه اي داره کس منو مي ليسه . محب لخت شد و شروع کرد به کردن منو ،در همين حين هم من داشتم داد مي زدم و صداي پرويز هم از اونور بلند شد و معلومه که سارا ول کن کيرش نبود و شروع کرد به در آوردن لباسهاش و پرويز هم لخت شد من که ديگه داشتم از شدت هيجان مي مردم داد زدم منو بکن ، سريعتر بکن . پرويز سارار رو بغل کردد و آورد رو تخت پبش ما و گذاشتش اونور تخت و هر کدوم از يک طرف تخت مشغول کردن و گائيدن زن ديگري شدند بطوري که صورت منو سارا پيش هم بود و من شروع کردم به مکيدن لب سارا . يه دفه پرويز کيرش از کس سارا در آورد و اومد بالاي سر من و کرد تو دهنم. ديگه داشتم مي مردم دو تا کير مرد ، دوتا مردي که خيلي دوستشون داشتم ، داشتند منو سرويس مي کردند . منم داشتم داد مي زدم و هيچي اونجا نبود بجز خوشي . بعد از چند لحظه سارا اومد و شرو کرد به ليسيدن کس من ، ديگه اوج هيجان بود يه کير تو دهنم ، يه کير تو کونم و يه لب داغ داشت چوچوله منو حسابي مي ليسيد . سارا طوري خم شده بود روي من که که کسش بالاي صورت من بود و داشت کسم رو مي ليسيد . بعد از يه مدت پرويز کيرش از دهن من در آورد و کرد تو کون سارا که يه هو سارا شروع کرد به داد زدن ، و منم شروه کردم به ليسيدن کس سارا . و از نزديک مي ديدم که کير پرويز تو کون سارا مي ره و در مياد خيلي بهم حال مي داد . محب هم کيرش رو در اورد و شروع به گائيدن دهن سارا کرد و سه تايي بجون سارا افتاديم . سارا که حسابي به ارگاسم رسيده بود حسابي تو دهنم ترشح کرد و مزه داغ اون آبش تو دهن بود . که يه هو محب آومد بالاي سرم و کيرش رو با فشار کرد تو دهنم و انگار تمام آب بدنش داشت مي رفت تو دهنم ، پرويز هم که مشغول جر دادن کون سارا بود کيرشو در آورد و کرد تو دهن سارا طوري که از گوشه دهن سارا آب پرويز مي زد بيرون .صبح که بيدار شدم ديدم لخت تو بغل پرويز خوابيدم . از اون موقع به بعد ما هر ماه دو بار اين فانتزي رو داريم که بسيار لذت بخش است .

3 Comments:

At January 11, 2012 at 3:49 AM, Anonymous kamran said...

تو گوه خوردي جنده پتياره
ريدم بتووشوهرت ودوستتوو اون شوهركثيفش
ميگم جنده خانم:من يه پيشنهاد بهتري براتون دارم،
هركدوماتون يكي يه تابلوبزنين در خونه تون،روشم بنويسين:
(كسخونه)
اونوقت ده تا،بيست تاميان كوس وكونتونوميكنن
اينكارچندتاامتياز داره!!!
يكي اينكه شمالذت زيادي ميبرين(فكرشوبكنين يه باره ده تابيستاسوارتون بشن )
(جان چه لذتي داره، ،من فكرنكرده سه بارآبم ريخت...!)
دوم:شوهراي كس كشتونم لذت ميبرن
سوم: پول خوبي گيرتون مياد،ديگه لازم نيست شوهراتون كاركنن
ازراه كوس وكون شمانون ميخورن
چهارم:...!
پنجم:
اه ه ه ،اه پسره چقدرزرزدي تو،بذارمردم كوس وكون بدن نونشون بخورن
چيكاربه نون خوردن مردم داري؟

 
At January 30, 2013 at 2:27 AM, Anonymous Anonymous said...

کسس ننت عوضی با این داستان تخمیت که معلو نیست اسم زن و مرده مینا و حمیده یا سارا و فرامرز یا .... آخه خارکسده برو مشقاتو بنویس بعد بیا زر بزن کسکش

 
At October 3, 2013 at 5:42 AM, Blogger Arezo Tehrani said...

+ کلیپ لو رفته ...
nbc.natm.ru/aist/media/clip021.rar

 

Post a Comment

<< Home